محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
مقدمهء مصحح 45
آثار عجم ( فارسى )
ترتيب مىدادم . . . « 1 » » سپس در سال 1303 ، فرصت به عتبات رفت و دو قطعه از نقشههاى اماكن متبركه را كه خود برداشته بود ، به آية الله حاج ميرزا محمد حسن شيرازى تقديم داشت و از طاق كسرى نقشه و تصوير تهيه كرد و در 1310 هجرى قمرى ، به خواهش نظام السلطنه - حاكم فارس - نقشهء آثار باستانى فارس را برداشت كه با بقيهء گزارشها ، همين كتاب آثار عجم را تشكيل داد . بايد توجه داشت كه هنر مهم فرصت آن است كه اين مأموريتها را بدون هيچ امكان فنى و مهندسى به انجام رسانيده است : « . . . سفرهايى پيش آمد كه پارهاى از آلات هندسه لازم بود ، براى مساحت بعض جاها . از آلات جديده كه دست امثال من كوتاه بود ؛ چند قطعه آلت ، خود ترتيب دادم ؛ يعنى به دستور العملى كه به نجار و خراط و آهنساز مىدادم ، بسا كه آلتى را به دست خود ، در دكّهء زرگرى . . . سوهانكارى كرده ، شبكه و ثقبهء آن را درست مىكردم و از براى تعيين ارتفاع ، شاخصى مىساختم . . . « 2 » » جالب آن است كه حاصل مادى اين سفرهاى مشكل و دور و دراز نيز چيزى در خور نبود و بنابر آنچه در آثار فرصت آمده است ، پرداخت حق مسّاحى و نقشهبردارى او مدتها به تعويق مىافتاد كه گاهى در ديوان او به صورت شكوائيهاى منعكس شده است : به مدحت تو سرودم قصيدهاى چو گهر * نثار ساختم آن را به پيشگاه حضور
--> ( 1 ) . همانجا . ( 2 ) . ديوان فرصت ، زرين قلم ، ص 114 .